معنی چهرهپردازی
6 بازدید
[ چِ رَ / رِ پَ ] (حامص مرکب) عمل چهره پرداز. رخسازی. صورت سازی. ساختن و پرداختن چهرهٔ اشخاص و چیزها. مصوری. صورتگری. نقاشی.
کلمات همقافیه با «چهرهپردازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر