معنی چهرهطراز
6 بازدید
[ چِ رَ / رِ طَ ] (نف مرکب) چهره آرا. زینت و زیوردهندهٔ رخسار: نوعروسی نبود در تتق خاطر من که نه از زیور مدح تو بود چهره طراز. عرفی (از آنندراج). || مصور. صورتگر. نقاش. (ناظم الاطباء). || دلفریب. دلربا. پسندیده و دلخواه.
کلمات همقافیه با «چهرهطراز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر