معنی چهارگوش بودن
4 بازدید
[ چَ / چِ دَ ] (مص مرکب) مربع بودن. چهار گوشه داشتن. شکل مربعی داشتن. || گوش داشتن. مراقب اوضاع و احوال بودن. هرچه دقیق تر قوهٔ شنوائی بکار داشتن. بیدار و هشیار بودن. در همه حال مترصد اطراف و جوانب بودن.
کلمات همقافیه با «چهارگوش بودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر