معنی چهارگاه
4 بازدید
[ چَ / چِ ] (اِ مرکب) یکی از دستگاههای موسیقی ایرانی است. دستگاهی است بسیار قدیم و اصیل. این دستگاه جنبهٔ پهلوانی و حماسی دارد و حرکت و پیشرفت را میرساند. مقدمهٔ آن متین و موقر است و مویه و منصوری آن خون انگیز و مخالف آن شکایت آمیزست. مبارک باد، آواز محلی شاد و پرجنبش که در سراسر ایران در جشن های عروسی با هلهله و شادی می خوانند، در این دستگاه ساخته شده است و فواصل پی در پی و درجات آن از مایهٔ «دو» بدین ترتیب است: ب. ب. +ط. جـ . ط. ب. ب. +ط. جـ . گوشه های دیگر این دستگاه عبارتند از: بدر، زابل، بسته نگار، مویه، حصار، پس حصار، معربد، مخالف، مغلوب، دوبیتی، کرشمه، حزین، خزان، حدی، ارجوزه، منصوری، ساربانک، پرپرستوک، شهرآشوب، حاشیه، لزگی. || کنایه از کالبد عنصری باشد که از چهار عنصر ترکیب یافته است. (از آنندراج).[ چَ / چِ ] (اِ مرکب) خانهٔ چهارم نرد که برای برگرفتن یک مهره از آن چهار خال کعبتین باید. چهارخان. چارخان. رجوع به شش گاه و یک گاه شود. (یادداشت مؤلف).[ چَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومهٔ شهرستان مهاباد. در ۳۶هزارگزی جنوب مهاباد و ۴هزارگزی خاور شوسهٔ مهاباد به سردشت واقع است کوهستانی و معتدل است، ۲۱۶ تن سکنه دارد. از چشمه آبیاری میشود. محصولش غلات، توتون و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ چَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلیائی بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان. در ۱۸ هزارگزی سنقر و هزارگزی باختر راه فرعی گردکانه واقع است. ۱۲۰ تن سکنه دارد. از چشمه و رودخانه همدان آبیاری میشود. محصولش غلات، حبوبات و توتون است. شغل اهالی کشاورزی و قالیچه بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «چهارگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر