معنی چهارنعل رفتن
6 بازدید
[ چَ / چِ نَ رَ تَ ] (مص مرکب) به شتاب رفتن اسب. تند و تیز رفتن. به تگ خاستن. سخت دویدن. چهارگامه رفتن. رجوع به چارنعل رفتن شود.
کلمات همقافیه با «چهارنعل رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر