معنی چهارنعل تاختن
4 بازدید
[ چَ / چِ نَ تَ ] (مص مرکب) راندن اسب به شتاب تمام. در تگ افکندن. چون باد صرصر راندن مرکب. بس تند دوانیدن. چهارگامه راندن. || تند و تیز رفتن. با شتاب تمام رفتن.
کلمات همقافیه با «چهارنعل تاختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر