معنی چهارموج
4 بازدید
[ چَ / چِ مَ / مُو ] (اِ مرکب) طوفان. گرداب. رجوع به چارموج شود. - چهارموج بلا؛ بلا که از چهار جهت روی آورد. داهیه که از هر جانب روی کند. مجازاً به معنی بلای بزرگ. مصیبت عظیم. فتنهٔ تامه. بلای هول : در میان چهارموج بلا تو هم ای دل بلای ما شده ای.؟
کلمات همقافیه با «چهارموج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر