معنی چهارمقابل
5 بازدید
[ چَ / چِ مُ بِ ] (اِ مرکب) چهاربرابر. ضعف دوبرابر. دو برابر دو چند. || عددی که چهار بار در نفس خود ضرب شود. اما این معنی که در برخی از فرهنگها آمده است بر اساسی نمی نماید. و چهار مقابل به معنای نخستین متداول است و به معنی آخر غلط است. زیرا چهار بار عددی را در نفس خود ضرب کنیم یعنی به توان چهار برسانیم نه اینکه چهار برابر کنیم.
کلمات همقافیه با «چهارمقابل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر