معنی چهارمزاج

معنی چهارمزاج

5 بازدید
[ چَ / چِ مِ ] (اِ مرکب) مزاجهای چهارگانه. ۱- بلغمی مزاج: (قطور و کم بنیه) خوش مشرب و خون سرد و سست عنصر و کندذهن است. ۲ -دموی مزاج: (خوش آب و رنگ و ظاهراً قوی بنیه) خوش بین و خوشگذران، جدی و سبک مغز و سطحی است. ۳ -سوداوی مزاج: (سیه چهره، باریک اندام) مضطرب و ناراضی و بدبین است. ۴ -صفراوی مزاج: (باریک اندام و زردفام) باحرارت و خشن و زودخشم و جاه طلب و ثابت قدم است. (علی اکبر سیاسی، روانشناسی از لحاظ تربیت صص ۵۰۰ -۵۰۱).

کلمات هم‌قافیه با «چهارمزاج»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اج» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید