معنی چهارمحال
6 بازدید
[ چَ مَ ] (اِخ) بخشی است کوهستانی که در جنوب غربی اصفهان بین لرستان، فارس و خوزستان واقع است و به چهار ناحیهٔ: زار -کبار -مروه -کندان تقسیم میشود. این بخش محل سکونت دو ایل بزرگ بختیاری به نام چهارلنگ و هفت لنگ میباشد و در تقسیمات جغرافیایی امروز به نام چهارمحال بختیاری خوانده میشود. این منطقه منبع رودهای کارون و قم و زاینده رود میباشند. رودخانهٔ کارون از رشته کوههای کوهرنگ بختیاری سرچشمه می گیرد و سرچشمهٔ زاینده رود دامنهٔ شرقی کوهرنگ است. کوههای مهم آن رشته کوههای بختیاری است که بلندترین نقطهٔ آن به نام زردکوه ۴۵۴۷ متر ارتفاع دارد و همیشه پوشیده از برف است. در این بخش معادن آهن و سرب یافت میشود و دارای مزارع وسیع و مراتع و باغهای فراوان است. آب و هوای آن کوهستانی و سردسیر است زمستانهای سرد و تابستانهای معتدل دارد. مرکز آن شهر کرد و شهرهای مهمش ایذه و بروجن است. حوزهٔ چهارمحال ۲۳۳۰۲۳ تن جمعیت دارد. که بیشتر به کار کشاورزی و دامداری و صنایع دستی از قبیل قالی و قالیچه، گلیم و جاجیم بافی اشتغال دارند. (از مجمل التواریخ گلستانه ص ۱۵۵) (جغرافیای غرب ایران ص ۸۳) (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۴۰۹، ۴۳۰) (رودکی ص ۳۱۴) (یادداشتهای مؤلف و فرهنگ فارسی معین). رجوع به چارمحال شود.[ چَ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حیات داود بخش گناوهٔ شهرستان بوشهر. در ۲۶هزارگزی خاور گناوه و ۸ هزارگزی راه فرعی برازجان به گناوه واقع است، ۲۳۲ تن سکنه دارد و از چاه آبیاری میشود. محصولش غلات و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «چهارمحال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر