معنی چهارقلم
3 بازدید
[ چَ / چِ قَ لَ ] (اِ مرکب) (مرکب از چهار (عدد) +قلم، استخوان ساق پا یا دست) به معنی دو استخوان ساق دست و دو استخوان ساق پا. رجوع به چارقلم شود.
کلمات همقافیه با «چهارقلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر