معنی چهارطبع
5 بازدید
[ چَ / چِ طَ ] (اِ مرکب) (مرکب از چهار +طبع) مراد گرمی و سردی و خشکی و تری است. (از غیاث اللغات) (آنندراج): روزی دهان پنج حواس و چهارطبع خوالیگران نُه فلک و هفت اخترند. ناصرخسرو. ای مهر تو چون چهارطبع اندر خور وز پنج نماز شکر تو واجب تر.مسعودسعد. رنگ از دوسیه سفید بزدای ضدی ز چهارطبع بگشای.نظامی. رجوع به چارطبع شود.
کلمات همقافیه با «چهارطبع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر