معنی چهارطاقی
5 بازدید
[ چَ / چِ ] (ص نسبی، اِ مرکب) قبه و گنبدی که بر چهارپایه و ستون استوار شود و از هر جانب طاقی هلالی دارد و هر یک از طاقهای چهارگانه بر دو پایه و ستون نهاده شود و سقف و قبه و گنبد بر این پایه ها و طاقها قرار گیرد. || بنایی مانند این که بر سر قبرها کنند: حنظله روزی بر چهارطاقی شدی و به آواز بلند گفتی بنی اسرائیل را که: قولوا جمیعاً لااله الا اللََّه. (قصص الانبیاء۱۳۲).[ چَ ] (اِخ) دهی است از دهستان غار بخش ری شهرستان تهران، ۱۷۷ تن سکنه دارد. از قنات آبیاری میشود. محصولش غلات و چغندر قند است و شغل اهالی زراعت میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ چَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان طارم پائین بخش سیردان شهرستان زنجان، ۸۰ تن سکنه دارد. از زه آب رودخانهٔ سفیدبلاغی آبیاری میشود. محصولش غلات و برنج است. شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی و جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «چهارطاقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر