معنی چهارصورت
[ چَ / چِ رَ ] (اِ مرکب) (مرکب از چهار (عدد) +صورت، به معنی نقش) و از آن مراد چهار تصویر شاه یا چهارنقش سربازی و یا بی بی است بر ورق بازی یا آس. و چون چهار تصویر یکسان (مثلاً تصویر شاه یا سرباز و یا بی بی) یک جا گرد شود، چهارصورت گویند، مترادف آنکه به چهارنقش شاه، چهارشاه. و به چهارتصویر بی بی، چهاربی بی. و به چهارتصویر سرباز، چهارسرباز گفته شود. رجوع به چارصورت شود.
کلمات همقافیه با «چهارصورت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر