معنی چهارصفه
[ چَ / چِ صُ فْ فَ / فِ ] (اِ مرکب) نوعی بناء. (یادداشت مؤلف): ارسلان خان را سرائی بود، چنانکه ما چهارصفه گوئیم بفرمود تا آن چهارصد مرد را بند گران برنهادند و در آن چهارصفه محبوس کردند و آن چهارصفه را چهار در بود. (اسکندرنامه نسخهٔ سعید نفیسی).
کلمات همقافیه با «چهارصفه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فه» برای سرودن شعر