معنی چهارخانه
6 بازدید
[ چَ / چِ نَ / نِ ] (ص مرکب) که خانه های چهارگانه داشته باشد. که نقش چهار گوشه و خانه های منظم (مربع) داشته باشد. شطرنجی: پارچهٔ چهارخانه؛ پارچه ای که خانه های مربع شکل داشته باشد.[ چَ / چِ نَ / نِ ] (اِ مرکب) شکنبهٔ گوسپند. || نوعی طعام که گیپا نیز گویند. || نان قندی نازک. || نوعی رشتهٔ فرنگی که از خمیر سازند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چهارخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر