معنی چهارتاره
5 بازدید
[ چَ / چِ رَ رِ ] (اِ مرکب) نام ساز. (غیاث اللغات) (آنندراج). طنبور. و رباب هر سازی که چهار سیم دارد. چهارتار: شارک ز تو چمن گشت هندوی چهارتاره زن گشت.خاقانی. || کنایه از عناصر اربعه. || دنیا به اعتبار چهارعنصر. رجوع به چارتاره شود.
کلمات همقافیه با «چهارتاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر