معنی چهارتار
6 بازدید
[ چَ / چِ ] (ص مرکب، اِ مرکب) که تار چهار دارد. || سازی که چهار تار دارد. طنبوری که دارای چهار سیم است. شوشک. رجوع به چارتار شود.
کلمات همقافیه با «چهارتار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر