معنی چهارآینه
5 بازدید
[ چَ / چِ یِ نَ / نِ ] (اِ مرکب) چهارآیینه. چارآینه. نوعی جامهٔ جنگ که سابقاً بهنگام رزم آن را میپوشیدند و آن دارای چهار قطعه آهن صیقلی شده و آینه مانند بود، که در پیش سینه قرار میگرفت (از فرهنگ فارسی معین). سینه بند. گویا مال سینه تنها بوده است. (یادداشت مؤلف): چو بندد چهارآینه در نبرد نماید از آن حسن کردار مرد. میرزا طاهر وحید. رجوع به چارآینه شود.
کلمات همقافیه با «چهارآینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر