معنی چنگکی
6 بازدید
[ چَ گَ ] (ص نسبی) منسوب به چنگک. قلابی. رجوع به قلابی شود. || (اِ) نام استخوانی که در داخل استخوانهای ردیف دوم مچ دست قرار دارد. این استخوان بشکل منشور مثلث القاعده ای است که دو قاعدهٔ آن در جلو و عقب قرار گرفته و غیرمفصلیند. سطح قدامی این استخوان، مثلثی شکل است که رأس آن در بالا و کمی در خارج قرار گرفته است. سطح خلفی این استخوان خشن و غیرمفصلی است. سطح فوقانی این سطح در حقیقت فوقانی و داخلی است و سطح تحتانی دارای دو رویهٔ چهارگوش است که با انتهای فوقانی چهارمین و پنجمین استخوان کف دست مفصل میشود.
کلمات همقافیه با «چنگکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر