معنی چنگل باز
7 بازدید
[ چَ گَ لِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) پنجهٔباز. مخلب. (منتهی الارب): نی نی که همچو چنگل باز است زلف او من پر ز بیم او چو کبوتر همی زنم.معزی. که مرغ در قفس ایمن بود ز چنگل باز. عمعق. کبوتر بچه چون آید به پرواز ز چنگ شه فتد در چنگل باز.نظامی. جهض؛ رهانیدن صید را از چنگل باز و صیاد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «چنگل باز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر