معنی چنگز
5 بازدید
[ چِ گِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان شاه آباد، واقع در پانزده هزارگزی شمال باختر شاه آباد و ۹ هزارگزی شمال شوسهٔ شاه آباد به قصرشیرین. ناحیه ای است کوهستانی. سردسیر و ۱۷۵ تن سکنه دارد. از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات دیم، لبنیات است. اهالی بکشاورزی و گله داری گذارن میکنند. در تابستان از قراین علی آباد چقانرود اتومبیل میتوان برد. اکثر سکنه زمستان برای تعلیف احشام حدود باغچهٔ قصرشیرین میروند و چادرنشین هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ چَ گَ ] (اِخ) همان چنگیزخان است. رجوع به چنگزخان شود: برشکن کاکل ترکانه که در طالع تست بخشش و کوشش خاقانی و چنگزخانی. حافظ. رجوع به چنگیز شود.
کلمات همقافیه با «چنگز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گز» برای سرودن شعر