معنی چنبر جهاندن
5 بازدید
[ چَمْ بَ جَ دَ ] (مص مرکب) نیزه گردانیدن. || بعضی نوشته اند که مراد، گرداگرد حریف اسب دواندن است. (آنندراج) (غیاث).
کلمات همقافیه با «چنبر جهاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر