معنی چنبر انداختن
6 بازدید
[ چَمْ بَ اَ تَ ] (مص مرکب) کمند انداختن : به تو و زلف کافرت ماند ترک غازی که چنبر اندازد.خاقانی.
کلمات همقافیه با «چنبر انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر