معنی چناچن
6 بازدید
[ چَ چَ ] (اِ صوت) آواز و صدای تیر باشد که پی درپی بیندازند. (برهان). صدای تیر را گویند که از پی هم بیندازند و آنرا شپاشاپ نیز گویند. (جهانگیری). آواز و صدای پی درپی تیر انداختن. (انجمن آرا) (آنندراج). آواز و صدای تیر پی درپی انداخته شده. (ناظم الاطباء). چخاچخ. چقاچاق. چقاچق : ز بیم چناچن که آمد ز تیر کفن گشت در زیر جوشن حریر. نظامی (از جهانگیری). رجوع به چقاچاق و چقاچق شود.
کلمات همقافیه با «چناچن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چن» برای سرودن شعر