معنی چمچه زدن
7 بازدید
[ چُ / چَ / چِ زَ دَ ] (مص مرکب) برهم زدن غذا را در دیگ بوسیلهٔ چمچه. تسویط حلوا در دیگ تا بروغن افتد. - امثال: دیشب همه شب چمچه زدی کو حلوا. و رجوع به چمچه شود.
کلمات همقافیه با «چمچه زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر