معنی چمچال
5 بازدید
[ چَ ] (اِخ) دهی جزء بلوک پیرکوه دهستان عمارلو بخش رودبار شهرستان رشت که در جنوب خاوری رودبار و ۷ هزارگزی جنوب امام، سر راه کاروانی سام به قزوین واقع است. کوهستانی و سردسیر است و ۱۰۰ تن سکنه دارد. آبش از چشمه. محصولش غلات، بنشن، لبنیات و گردو. شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ چَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش صحنهٔ شهرستان کرمانشاهان که در جنوب باختری بخش صحنه واقع شده و راه شوسهٔ کرمانشاه -همدان از وسط آن می گذرد و نیز رودخانهٔ گاماسیاب پس از گذشتن از شهرستان نهاوند در محل آبادی چم سرخه وارد این بخش شده با مشروب نمودن قسمت عمدهٔ قراء بخش از طریق جنوب آبادی فراش وارد دهستان دروفرامان می شود. رودخانهٔ دینور نیز پس از گذشتن از تنگ دینور قسمتی از قراء این دهستان را مشروب ساخته و در اراضی نادرآباد به رودخانهٔ گاماسیاب می ریزد. این آبادی محصول عمده اش غلات، حبوبات، چغندر قند، تنباکو و لبنیات است. و در قراء کنار رودخانه دینور برنج هم کشت می شود. این دهستان از ۹۷ قریهٔ بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۱۳۷۰۰ تن است. قریه های مهم این دهستان عبارتند از بیستون، بدربان، سفیدچقا، کاشانتو و سمنگان. (از فرهنگ جغرافیائی ایران، ج ۵).
کلمات همقافیه با «چمچال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر