معنی چغزیده
6 بازدید
[ چَ دَ / دِ ] (ن مف) بمعنی ترسیده و واهمه کرده و بیم برده باشد. (برهان). و رجوع به چغزیدن و چغریدن شود. ناله و زاری کرده : چند گردیده چو دولاب در این بحر عذاب سرفرو برده و چغزیده چو بوتیمارید. مولوی (از انجمن آرا). رجوع به چغزیدن شود. - درچغزیده؛... از حضرت تو میطلبیم که ما را از این اوصاف نگاهداری و اوصاف حیات اهل بهشت دهی که ایشان شمه ای دارند از اوصاف تو که ما آوازهای ذرایر سوختهٔ پرتوزهٔ درچغزیدهٔ برجوشیدهٔ آن صفات حیوانیم. (معارف بهاء ولد چ فروزانفر ص ۷۳).
کلمات همقافیه با «چغزیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر