معنی چغزیدن
6 بازدید
[ چَ دَ ] (مص) بمعنی ناله و زاری کردن باشد. (برهان). بمعنی ناله و زاری. (انجمن آرا) (آنندراج). زاری و ناله کردن. (ناظم الاطباء). آه و ناله کردن. گریه و ندبه کردن. در چغزیدن هم آمده : در فنا جلوه شود فایدهٔ هستیها پس نباید ز بلا گریه و در چغزیدن. مولوی (از انجمن آرا). || بمعنی ترسیدن و واهمه نمودن هم آمده است. (برهان). ترسیدن و واهمه نمودن. (ناظم الاطباء). چغزیدن. بیم کردن. و رجوع به چغریدن و چغزیده شود. || شکایت نمودن. (ناظم الاطباء). || التفات کردن. (ناظم الاطباء). و رجوع به چغریدن شود. || فریاد کردن غوک. (ناظم الاطباء). بانگ کردن غوک. رجوع به چغز شود.
کلمات همقافیه با «چغزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر