معنی چشو
5 بازدید
[ چُ ] (اِ صوت) ُچش، ُچشه کلمه ای که خر را گویند چون ایستادن و درنگ آن را خواهند. آوازی که برای ایستادن خر از دهان برآرند. هش و هشه : بخر گدائی چون چشم شوخش آب گرفت نه هر بگوش درآیدش زان سپس نه چشو. سوزنی. رجوع به چش و چشه شود.
کلمات همقافیه با «چشو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شو» برای سرودن شعر