معنی چشه
5 بازدید
[ چُ شَ / ش شَ ] (اِ صوت) چش. چشو. هش و هشه. صوتی برای متوقف ساختن خر و استر. لفظی که بدان ایستادن خر و استر را خواهند. آوازی که بدان خر را از رفتن بازدارند. - امثال: خر وامانده معطل یک چشه است، یا خر لنگ معطل چشه است. و رجوع به چش و چشو و هش و هشه شود. || خر در زبان کودکان شیرخوار. خر و حمار و الاغ به لهجهٔ اطفال شیرخوار. خر در تداول کودکان. || کلمه ای که عوام بصورت تحقیر یا دشنام بر زبان آرند چون خواهند کسی را از تند رفتن یا پیشروی در رفتار یا کردار بازدارند؛ چنانکه گویند: هشه؛ یعنی یواشتر، آهسته تر و جز اینها.
کلمات همقافیه با «چشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر