معنی چشم گشته
5 بازدید
[ چَ / چِ گَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) احول بود. (فرهنگ اسدی). احول را گویند. (برهان). احول که عبارت از کج نظر باشد. (آنندراج). احول و لوچ. (ناظم الاطباء). احول و کج بین. (فرهنگ نظام): هجا کرده ست پنهان شاعران را قریع، آن کور ملعون چشم گشته. عسجدی (از فرهنگ اسدی).
کلمات همقافیه با «چشم گشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر