معنی چشم گرم کردن

معنی چشم گرم کردن

4 بازدید
[ چَ / چِ گَ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از خواب کردن اندک باشد. (برهان). چشم گرم ساختن و دیده گرم کردن و مژگان گرم کردن. (از آنندراج). اندکی خوابیدن. (آنندراج). اندک خواب کردن. (ناظم الاطباء). ابتدای خواب. (فرهنگ نظام): فرودآمد از بارگی شاه نرم بدان تا کند بر گیا چشم گرم. فردوسی(از آنندراج). در نظر هنگامهٔ شور قیامت جلوه داد لحظه ای کز خواب راحت چشم ما را گرم کرد. باقر کاشی (از آنندراج). غم بی دلبری بسیار بی آسایشم دارد گر آتش طلعتی میبود چشمی گرم میکردم. تأثیر (از آنندراج). عمر راحت دشمن ما رفت چون برق و نداد آنقدر فرصت که کس چشمی تواند گرم کرد. تأثیر (از آنندراج). رجوع به چشم گرم ساختن و چشم گرم شدن شود.

کلمات هم‌قافیه با «چشم گرم کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید