معنی چشم نمودن
4 بازدید
[ چَ / چِ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) ترسیدن. (آنندراج): از بیخودی امروز ز خود چشم نمودیم از بهر همین روی بدیوار نشستیم. خان خالص (از آنندراج). || ملامت کردن و سرزنش نمودن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چشم نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر