معنی چشمک کردن
7 بازدید
[ چَ / چِ مَ کَ دَ ] (مص مرکب) چشمک زدن. با گوشهٔ چشم اشاره کردن. نوعی بهم زدن چشم بقصد ایماء و اشاره : بچشمک کردنش از در مشو دور.نظامی. رجوع به چشمک و چشمک زدن شود.
کلمات همقافیه با «چشمک کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر