معنی چشمک زدن
7 بازدید
[ چَ / چِ مَ زَ دَ ] (مص مرکب) قسمی برهم زدن چشم بقصد ایماء و اشاره. اشاره کردن با گوشهٔ چشم. نوعی غنج و دلال کردن معشوق برای عاشق : چشمکی مزنه و دلی مبره چشمک دیگرش کمک مکنه. شاعر خراسانی (از انجمن آرا). رجوع به چشمک و چشمک زن و چشمک کردن شود.
کلمات همقافیه با «چشمک زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر