معنی چشمکزن
6 بازدید
[ چَ / چِ مَ زَ ] (نف مرکب) چشمک زننده و بگوشهٔ چشم اشاره کننده. (ناظم الاطباء). آن کس که چشمک میزند. رجوع به چشمک و چشمک زدن شود. || چشم بد رساننده. (ناظم الاطباء). چشم زن. چشم بدزن. چشم زخم زن. || جادوگر. (ناظم الاطباء). || چراغ الکتریسته که پیاپی خاموش و روشن شود.
کلمات همقافیه با «چشمکزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر