معنی چشمهٔ حیوان

معنی چشمهٔ حیوان

7 بازدید
[ چَ / چِ مَ / مِ یِ حَ یْ / حِ یْ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) آب حیوان. (ناظم الاطباء). چشمه ای است که هر کس از آب آن بخورد زندهٔ جاوید می شود و خضر پیغمبر از آن آب خورده است. مرادف چشمهٔ خضر. (از فرهنگ نظام). کنایه از آب حیات و آب زندگی. چشمهٔ حیات. چشمهٔ زندگی : سخای او به چه ماند؟ به معجز عیسی لقای او به چه ماند؟ به چشمهٔ حیوان. فرخی. از دو رخ تو نور برد چشمهٔ خورشید وز دو لب تو طعم برد چشمهٔ حیوان.قطران. گر تو خود گوسفند او باشی بخوری آب چشمهٔ حیوان.ناصرخسرو. چاشنی گیران از چشمهٔ حیوان گوئی شربت شاه سکندر سیر آمیخته اند.خاقانی. کآب جگر چشمهٔ حیوان اوست چشمهٔ خورشید نمکدان اوست.نظامی. چگونه چشمهٔ حیوان بدست آرم بدین وادی که اندر قعر تاریکی چو اسکندر فروماندم. عطار. ز کار بسته میندیش و دل شکسته مدار که آب چشمهٔ حیوان درون تاریکی است. سعدی. تشنهٔ سوخته بر چشمهٔ حیوان چو رسد تو مپندار که از پیل دمان اندیشد.سعدی. رجوع به چشمهٔ حیات و چشمهٔ خضر و چشمهٔ زندگی شود. || کنایه از لب و دهان معشوق : بسیار چو ذوالقرنین آفاق بگردیده ست این تشنه که میمیرد بر چشمهٔ حیوانت. سعدی. چه گویم آن خط سبز و دهان شیرینت بجز خضر نتوان گفت و چشمهٔ حیوان. سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «چشمهٔ حیوان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید