معنی چشمهٔ حیات
6 بازدید
[ چَ / چِ مَ / مِ یِ حَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از آب زندگی. چشمهٔ آب حیات. چشمهٔ آب زندگی. چشمهٔ حیوان. چشمهٔ خضر. چشمهٔ زندگی : ای خاک بر سر فلک آخر چرا نگفت کاین چشمهٔ حیات مسازید جای خاک. خاقانی. مصطفی چشمهٔ حیات و مرا خضر چشمه به آب دیده ستند.خاقانی. لبهای تو خضر اگر بدیدی گفتی لب چشمهٔ حیاتست.سعدی. نقل است که ذوالقرنین در اوقات سیر بلاد و امصار حدیث چشمهٔ حیات استماع کرد و بجانب چشمهٔ حیات و ظلمات نهضت فرمود. (حبیب السیر چ قدیم تهران جزء اول از ج ۱ ص ۱۶). رجوع به چشمهٔ حیوان و چشمهٔ زندگی شود.
کلمات همقافیه با «چشمهٔ حیات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر