معنی چشمبلبلی
5 بازدید
[ چَ / چِ بُ بُ ] (ص نسبی، اِ مرکب) در تداول عامه قسمی لوبیا که در خوراک و خورش ریزند. || نوعی پارچه. رجوع به چشم بلبل شود.
کلمات همقافیه با «چشمبلبلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر