معنی چشش
8 بازدید
[ چَ شِ ] (اِمص) چشیدن. (ناظم الاطباء). عمل چشیدن. مزه کردن. آزمودن طعم چیزی. || (اِ) ذائقه و طعم. (ناظم الاطباء). ذوق. (ربنجنی). چشائی. چشایی : پارسی گوییم، یعنی این کشش زان طرف آمد که آمد آن چشش.مولوی. رجوع به چشایی شود.
کلمات همقافیه با «چشش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شش» برای سرودن شعر