معنی چش

معنی چش

9 بازدید
[ چَ ] (اِ) مخفف چشم است که بعربی «عین» خوانند. (برهان) (آنندراج). بمعنی و مخفف چشم است. (انجمن آرا). چشم و عین. (ناظم الاطباء). رجوع به چشم شود.
[ چَ ] (نف مرخم) چشنده. و همیشه بطور ترکیب استعمال میگردد، مانند نمک چش. (ناظم الاطباء). و تلخی چش. چشان : بسا تنگ عیشان تلخی چشان که آیند در حله دامن کشان.سعدی. رجوع به چشیدن شود.
[ چُ ] (صوت) کلمه ایست که بدان خر الاغ را از رفتار بازمیدارند. (ناظم الاطباء). لفظی است که خر الاغ از شنیدن آن از رفتار بازماند و بایستد. (برهان) (آنندراج). لفظی است که برای بازداشتن حیوان سواری و بارکش از حرکت، استعمال میشود. (فرهنگ نظام). چشه. هش. هشه. صوتی برای متوقف ساختن خر و استر. آوازی که بدان خر یا استر را از رفتن بازدارند. لفظی که بدان ایستادن خر را خواهند. - امثال: خر لنگ معطل چشه. خر خسته را چشی بس است. (فرهنگ نظام). رجوع به چشه و رجوع به هش شود.
[ چِ ] (موصول +ضمیر) مخفف چه اش. چه آنرا. - هرچش؛ هرچه آنرا. هرچه ورا. هرچه او را: چو هرچش ببایست شد ساخته وز آن ساخته گشت پرداخته.فردوسی. ز پیغام هرچش بدل بود نیز بگفتار بر نامه بفزود نیز.فردوسی. از این همه بستاند بجمله هرچش داد چنانکه بازستد هرچه داده بود آنرا. ناصرخسرو. - هرآنچش؛ هرآنچه او را. هرآن چیز که او را: بفرمود تا پهلوان سپاه بخواهد هرآنچش بباید ز شاه.فردوسی. نه آن تواست ای برادر در او هرآنچش گمان میبری کان تست. ناصرخسرو. || (ادات استفهام +ضمیر) چش است؛ بمعنی چیست او را، و به گمان فقیر مؤلف مخفف «چه شی» ای «چه چیز» است. (آنندراج). چش است؛ کلمهٔ فعل بطور استفهام، یعنی چیست او را. (ناظم الاطباء): زاهد بخدا بگو می ناب چش است می خوردن شام و گشت مهتاب چش است از گندم وقف زشت تر چیزی نیست چون نان حرام میخوری آب چش است. اشرف (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «چش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «چش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید