معنی چریش
6 بازدید
[ چِ ] (اِ) چرش. سریش. برواق. بروق. بوتهٔ سریش. سیراس خنثی. خنثی. تیقلیش. رجوع به سریش و چرش شود.[ چِ ] (اِ) قسمی درخت از تیرهٔ زیتون تلخ و گونهٔ دیگری از جنس «ملیا» که در بندرعباس و چاه بهار موجود است و گویا از خارج بایران آورده شده است. (از کتاب جنگل شناسی کریم ساعی ج ۱ ص ۲۴۹). درختی بیگانه که از خارج به بندرعباس و چاه بهار آورده و کشته اند.
کلمات همقافیه با «چریش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر