معنی چرکی
10 بازدید
[ چِ ] (ص نسبی) چرکین. چرکدار. کثیف. آلوده. ناپاک. || ریمناک. زخم چرکین.
کلمات همقافیه با «چرکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر