معنی چرکناکی
7 بازدید
[ چِ ] (حامص مرکب) کثافت و ناپاکی و پلیدی و آلایش. (ناظم الاطباء). کثیفی. چرکناک بودن. آلوده بچرک و کثافت بودن. آلایشناکی. آلودگی. دَأث. (منتهی الارب). رجوع به چرک و چرکناک شود.
کلمات همقافیه با «چرکناکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر