معنی چرکمرد شدن
5 بازدید
[ چِ مُ شُ دَ ] (مص مرکب) چرک و شوخگن شدن جامه در نوی چنانکه دیگر بار پاک نشود. || بد شستن جامهٔ شوخگن چنانکه شوخ در وی بماند. شستن جامهٔ شوخگن نه بطوریکه چرک آن کاملا پاک شود. شسته شدن جامهٔ چرکین بآب سرد و پاک و تمیز شسته نشدن.
کلمات همقافیه با «چرکمرد شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر