معنی چرکشده
5 بازدید
[ چِ شُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) آلوده شده. چرکین. (ناظم الاطباء). شوخگن. کثیف. ناپاک. رجوع به چرک و چرک شدن و چرکین شدن شود.
کلمات همقافیه با «چرکشده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر