معنی چرنگیدن
6 بازدید
[ چِ رِ دَ ] (مص جعلی) آواز صدا کردن گرز و مانند آن باشد بسبب زدن آن بر جایی. (برهان) (آنندراج). آواز و صدای چرنگ کردن. (ناظم الاطباء). صدا برآمدن از گرز و امثال آن، هنگام بکار بردنش در نبرد. جرنگیدن : چرنگیدن گرزهٔ گاوچهر تو گفتی همی سنگ بارد سپهر.فردوسی. ز آواز اسبان و بانگ سران چرنگیدن گرزهای گران.فردوسی. رجوع به چرنگ شود. || صداکردن زنگ و درای. آواز برخاستن از جرس و درای و نظایر آنها: ز بس نالهٔ کوس با کره نای چرنگیدن زنگ و هندی درای.فردوسی. به ابر اندرآمد دم کره نای چرنگیدن گرز و هندی درای.فردوسی. رجوع به چرنگ شود.
کلمات همقافیه با «چرنگیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر