معنی چرنه
5 بازدید
[ چُ نَ / نِ ] (اِ) لولهٔ ابریق و آفتابه و سماور و جز اینها. در تداول مردم خراسان چُنَّد. (در اصطلاح اهالی فیض آباد محولات بخش تربت حیدریه).
کلمات همقافیه با «چرنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر