معنی چرمگری
6 بازدید
[ چَ گَ ] (حامص مرکب) چرمسازی. کار و پیشهٔ چرمگر. صرامی. پیراستن پوست ناپیراسته. ساختن چرم از پوست ناپیراستهٔ حیوانات. دباغی کردن پوست. عمل دباغ. رجوع به چرمگر و چرمساز و چرمسازی شود.
کلمات همقافیه با «چرمگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر